محمد مفيد مستوفى بافقى

252

جامع مفيدى ( فارسى )

خواجه عبد القادر باشد . از غرايب واقعات در شبى كه داخل اوجان شد جان شيرين به قابض ارواح سپرده و در همان‌شب خواجه عليشاه كه مدتى بود كه از غايت غصه و الم امراض مختلفه و علل متضاده برو استيلا يافته و صاحب فراش بود از اوجان كوچ نموده به عالم عقبى منزل گزيد و خواجه عبد القادر از شئامت ابواب تقرير در همان شب و همان منزل رخت هستى بربسته به ملك عدم شتافت ، مثنوى : چو از لوح دل شست نقش بقا * به صد محنت و درد شد مبتلى وفا كن بهركس ولىنعمت است * كه در بيوفايى بسى زحمت است ذكر مدرسهء عبد القادريه معمار همت خواجهء مشار اليه در اين مقام كه الحال « محلهء در مدرسه » مشهور گشته و در آن‌وقت متصل به صحرا بود مدرسهء عالى مشتمل بر حجرات تحتانيه و فوقانيه و گنبدى عالىرفيع كه با قبهء سپهر مينافام لاف برابرى و همسرى مىزند بنا فرمود و دو گلدسته در دو ركن بيرون برافراخت و تمام را به كاشى تراشيده الوان و طلا و لاجورد تزئين نمود و سورهء « إِنَّا فَتَحْنا » بكاشى بر درگاه ثبت كرده مياه « جديده » در ميان مدرسه [ 202 الف ] جارى فرمود ، و بازارى مشتمل بر دكاكين بسيار ساخته باتمام تمامى موفق گرديد و اتمام مدرسه و بازار فى سنهء اربع و ثلثين و سبعمايهء اتفاق افتاده ، چون خواجهء مرحوم در اوجان وداع جان شيرين كرد نعش او را به يزد نقل كرده به گنبد مدرسه به خاك سپردند ، رحمة اللّه عليه . خواجه كمال الدين ابو المعالى به شرف ذات و محاسن صفات و اخلاق حميده و اطوار پسنديده موصوف و به امر استيفاء خطهء يزد منصوب بود . والد بزرگوارش خواجه برهان الدين لطف الله در سلك وزراى امير مبارز الدين محمد مظفر انتظام داشت . از غايت حسن اعتقاد و نيت پاك در « محلهء شهاب الدين قاسم » به احداث مدرسه عالى در كمال تكلف پرداخت